جهان با تو زیباتر است

سه سال و سه ماه و سه روز ...

در این روز میانه تابستان هُرم هوای داغ ظهرگاهی در مقابل گرمای لبخند و برق نگاه تو به سردی و کرختی تن می زند.

این روزهای بالندگی ات را با اعداد و ارقام شمردن هنری نیست که لحظه لحظه اش شگفت است و بی بدیل!

جان پدر ... مادرت و من به بودن تو در زندگی خود می بالیم؛ امیدوارم روزی که توانستی این نوشته را بخوانی تو هم به داشتن ما افتخار کنی.

+ نوشته شده در ۱٥ امرداد ۱۳٩۳ ساعت ٦:۳٦ ‎ب.ظ توسط نازنین و علی نظرات ()