جهان با تو زیباتر است

سفرنامه شیراز

با سلام به همه ی دوستان

ما برگشتیم جای همگی خیلی خالی بود .هوا که کاملاً بهاری بود وشیراز هم خلوت. تقریباً آخر شب چهارشنبه رسیدیم ومثل زمستون هر سال با کلی گل نرگس استقبال شدیم. مامان علی جون تا در رو باز کرد ومنو دید ، سریع پالتوی منو باز کرد تاهر چی زودتر نی نی رو ببینند. عمه نونوش که حسابی سورپرایز شده بود ومی گفت من تا حالا یه زن حامله رو از نزدیک لمس نکرده بودم. کلی صحبت کردیم وتا خوابیدیم ساعت ٣ شب شده بود. پنج شنبه تولد علی جون بود، بابای علی قرآنی رو که اسم بچه هارو به ترتیب وبا تاریخ وساعت تولد نوشته بود به من نشون دادو البته اسم علی بالای صفحه خودنمایی می کرد .منم که حسابی ذوق زده شده بودم ومرتب از مامان درباره ی تولد علی ونوزادیشو و... می پرسیدم.فیلم دفاعیه روکه مامان اینا خواسته بودند ببریم شیراز با هم دیدیم. بعد از ظهر با بهنوش رفتیم کیک وشمع خریدیم و یه تولد خیلی خودمونی وخانوادگی و پر ازعشق برای علی جون برگزار کردیم. بعد هم رفتیم یه رستوران ایتالیایی که خیلی خوش گذشت .  

   جمعه هم شاطر عباس بودیم وحلوای ویارونه خوردیم ومامان زحمت کشیدند ویه تاپر بزرگ هم برام گرفتند که بیارم تهران. بعد هم رفتیم سعدی وحافظ . کلی عکس های خوشگل گرفتیم وعلی برای نی نی توضیح می داد که کجا اومده و اینجا کجاست.

شب هم برگشتیم تهران و با اینکه ماشین رو فرودگاه گذاشته بودیم تا معطلی نداشته باشیم، حدود ساعت ٢ شب رسیدیم خونه. با اینکه خیلی مسافرت کوتاهی بود ولی همگی راضی بودیم وخیلی خوش گذشت. مامان وبابا وبهنوش هم خیلی مارو شرمنده کردند و زحمت کشیدند. به این ترتیب اولین سفر نی نی جون ما به شهر و دیار پدری انجام شد.بغل

با توجه به اینکه من تا دو هفته ی دیگه بیشتر نمی تونم مسافرت کنم ، داریم نهایت استفاده رو از زمان ممکن می کنیم وامشب دوباره عازمیم. توضیحات این سفر رو وقتی برگشتیم می دم چون این سفر برای نی نی جونمون انجام می شه.

جدیداً هر وقت پست جدید می ذارم پیام ها حذف میشه یا غیر فعال می شه. نمی دونم اشکال از کجاست ولی سعی می کنم دیگه تکرار نشه. خجالت

+ نوشته شده در ٢۸ دی ۱۳۸٩ ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ توسط نازنین و علی نظرات ()