جهان با تو زیباتر است

خرید سیسمونی برای دلبندمان

اما بعد...

از اول حاملگی من و علی قرار گذاشتیم که اگه از نظر دکتر مسافرت مشکلی نداشته باشه، خریدهای نی​نی رو بریم دبی انجام بدیم. با تأیید دکتر مقدمات سفر رو انجام دادیم و چهارشنبه​ی هفته​ی گذشته راهی دبی شدیم. هم​سفرهای ما کل تیم پرسپولیس به همراه علی دایی بودند که از اونجایی که من هم یک پرسپولیسی هستم کلی مشعوف شدم. پرواز راحتی داشتیم و هوای دبی هم بارونی بود، یعنی بهتره بگم تمام مدتی که ما اونجا بودیم حتی یک روز هم آفتابی نشد و اولین باری بود که ما تو دبی آفتاب ندیدیم. از هتلمون خیلی راضی بودیم و از همه بهتر اینکه ما تنها ایرانی هتل بودیم و از هر نظر آزاد.

اول رفتیم Emirates Mall دور زدیم وسری هم بهMothercare  زدیم ولی چون می​خواستیم بریم Nando’s غذا بخوریم رفتیم Dubai Mall. آخه این رستوران برای من و علی جریان داره، از این قرار که تو سفر آخرمون که اردیبهشت​ماه بود به قبرس ما هر روز از در این رستوران رد می​شدیم و می​گفتیم امشب میایم اینجا تا اینکه ما برگشتیم و از اونجا که تمام مدت دعوت بودیم وقت نشد بریم. همون جا قرار گذاشتیم که سفر بعدی اولین رستورانمون Nando’s باشه. خلاصه اینکه بعد از نهار مستقیم رفتیم Mothercare و دیدیم که شعبه​ی اصلی همین جاست. اول رفتیم سراغ دکوراسیون اتاق نی​نی ولی اون ستی که من تو اینترنت دیده بودم رو گفت کامل نداریم وهنوز کاغذ دیواری و فرش وپرده​ش نیومده. مدل قدیمی​ترش هم چون آخراش بود ناقص بود. مدل​هایی که کامل بودند یکیشون طرح ماشین بود و کاملاً پسرونه و اون یکی هم جنگل و خورشید که رنگش رو دوست نداشتم. خلاصه کلی گیج شده بودیم که چه کار کنیم. تو همون طبقه مشغول جست​وجو بودیم و هی از نی​نی می​پرسیدیم که براش چی بخریم که سر ازMamas & Papas  درآوردیم. همون جایی بود که ما دنبالش بودیم. تمام اتاق​ها با طرح​های مختلف دکور شده بود و خیلی کامل​تر از دکورهای Mothercare بود. حتی آلبوم عکس و قاب عکس و ظرف غذا هم تو خود دکورشون بود. این برند هم، انگلیسی بود ولی قیمت​هاش حدود سه چهار برابر Mothercare بود؛ اما دلی از ما برده بود که نمی​تونستیم از مغازه بیرون بیاییم. وقتی با علی حساب کتاب کردیم دیدیم درسته گرونه ولی از نظر کیفیت در حد عالیه و هر چی باشه دیگه تو تهران مجبور نیستیم بریم دنبال کاغذ دیواری و فرش و پرده و... تازه اگه آدم بتونه همه رو با هم ست کنه. در نهایت روز اول به خرید تمام وسایل دکوراسیون اتاق نی​نی گذشت که شامل کل کاغذ دیواری، پرده، فرش، روتختی و ملافه و بامپر، قاب دیواری، قاب عکس، ظرف غذا، آلبوم، آویز بالای تخت و ... بود. بنابراین شاد و خوشحال و البته خسته و کوفته برگشتیم هتل.

روز دوم رفتیم به سمت نمایندگی Maxi-Cosi که از قبل سرچ کرده بودیم و آدرسش رو درآورده بودیم. وقتی رسیدیم دیدیم که دو روز پیش از اونجا رفتند جای جدید. خلاصه رسیدیم و مدل ها رو دیدیم ولی هیچ کدوم رو نپسندیدیم. ایرادها از نظر ما اول این بود که مدلی که ما می خواستیم کریر روی پایه ی کالسکه فیکس بشه، چرخ​هاش اندازه​ی ویلچر بود، که اصلاً دوست نداشتیم. دوم اینکه این اگه می​خواستی کالسکه و کریر رو ست بخری باید حتماً مشکی می​خریدی چون ست رنگی نداشتند. علی به​شدت مخالف مشکی بود. خودم هم که می​خواستم وسایلش با هم هارمونی داشته باشه موافق مشکی نبودم. خلاصه از اونجا مستقیم رفتیم Dubai Mall و شروع به گشت و گذار برای خرید کالسکه و کریر. آنقدر کالسکه دیدیم و حتی از مردم که مدل​ها و برندهای مختلف دستشون بود سوال کردیم که راضی هستند یا نه، که کارشناس کالسکه و کریر شدیم و الآن برای هرگونه مشاوره در زمینه​ی خرید کالسکه من و علی جون در خدمتیم. در نهایت به این نتیجه رسیدیم که اون چیزی که ما می​خواهیم به دست بشر ساخته نشده و بهتره که بچه​مونو مثل اوشین ببندیم به خودمون و بریم بیرون. دیگه بی​خیال کاسکه رفتیم سراغ خرید لباس و لوازم بهداشتی و ...تا اینکه روز سوم تو Mothercare دیدیم همون چیزی که می​خواستیم آورده: کالسکه و کریر ست هم به رنگ نخودی، کریر روی کالسکه ست می​شد و چرخ​ها هم سایز متوسط داشت و از نظر طراحی هم شیک بود. جالب اینکه وقتی ما گفتیم این رو می​خواهیم یه زوج عرب هم همین رو می​خواستند؛ مسئول اون قسمت گفت ما دو ساعت پیش این ست رو چیدیم و همین دو تا رو داریم که توسط ما و زوج عرب خریداری شد و به این ترتیب دختر ما کالسکه​دار شد.

بقیه ی وقتی که داشتیم هم به خریدهای نی​نی گذشت و البته دروغ نگم مامان و بابای نی​نی هم تو Pierre Cardin وMango  و Zara و... دلی از عزا در آوردند و تو فاصله​ی بین خریدها تو سالن​های سینما دو تا فیلم خوب دیدند که یکی​ش Tourist بود و دیگری Dilemma.

روز آخر هم با حدود 100 کیلو بار اومدیم فرودگاه. کلاً از اینکه برم مسافرت بار کنم بیام خوشم نمیاد ولی این بار فرق می​کرد وبه عشق نی​نی همه چیز آسون شده بود. آخه ما هم تو خریدهامون هر چیزی که برای نی​نی خوشمون اومده بود خریده بودیم و اصلاً فکر آوردن​شون رو نکرده بودیم. ولی از اونجایی که این خوشگل ما لوبیای سحرآمیزه، یه آقایی با یک عدد کیف سامسونت پیدا شد و 30 کیلو از بار ما رو قبول کرد و خلاصه به خیر گذشت.

این بود جریان سیسمونی خریدن خوشگل​مون که فقط مونده سرویس خوابش.

اینم بگم که آنقدر راه رفتم که اگه تو ماه نهم بودم تو همونDubai Mall  زایمان کرده بودم. این هم از معایب خرید کردن تو بزرگ​ترین مرکز خرید جهانه.

در پست بعدی اسم قشنگ نی​نی رو به اطلاع دوستان خواهیم رسوند ...

+ نوشته شده در ٥ بهمن ۱۳۸٩ ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ توسط نازنین و علی نظرات ()