جهان با تو زیباتر است

تکمیل خرید سیسمونی آروشا جون

پنج‌شنبه آزمایش تحمل گلوکز داشتم و تقریباً از 8 صبح تا ساعت 12 مشغول برو بیا بین بیمارستان وخونه بودیم. دو بار خون‌گیری انجام شد و وسط زمان مورد نظر به من یک لیوان گلوکز دادند خوردم که واقعاً خوردنش برام سخت بود. کلاً خوردن هر چیزی تو محیط آزمایشگاه زجر آوره چه برسه به این که محلول گلوکز باشه. خلاصه به خیر گذشت و امروز باید برم جواب آزمایش رو بگیرم. البته دارم می‌رم استخر بیمارستان جواب رو هم می‌گیرم.

از مدت ها پیش از دکتر الماسیان وقت سونو گرفته بودم که شنبه به همراه شقایق جون رفتم . دکتر واقعاً ماه بود وهر چقدر دکتر فرزانه جدی بود، دکترالماسیان ماه بود ومهربون. تمام اعضای جوجو رو با دقت و ذوق فراوان به من نشون داد و تازه می‌پرسید بینی‌ش به کی رفته و از این سوال‌ها. یه عکس خوشگل هم از نیمرخ آروشا جون به من داد که عاشقشم. وزن جوجه‌ی ما تو هفته‌ی 26 نهصد گرم و قد خانومک 35 سانت شده بود. الهی مامان‌ش فداش بشه. یاد سونوی دوم افتاده بودم که نی‌نی یک سانتی‌متر بود. دکتر گفت خدارو شکر همه چیز نرماله و زمان زایمان طبیعی رو 21 اردیبهشت تخمین زد. حالا ببینیم تا اون موقع چی پیش میاد.

دو هفته‌ی گذشته حسابی مشغول گشت و گذار برای سرویس خواب نی‌نی جون بودیم. تقریباً همه‌جا رو دیدیم و حسابی مأیوس شده بودیم. تمام سرویس‌ها از ارژن و بالسا و کپل‌پا و نی‌نی سالن و روبا و... از جنس MDF بودند وتفاوت اونها فقط تو کیفیت و رنگ‌آمیزی بود. سرویس خوابی که مورد نظر من و علی بود همونی بود که تو Mothercare  وMamas & Papas  دیده بودیم. کار چوب بود نه MDF و زمین تا آسمون با این سرویس خواب‌ها فرق داشت. علی مرتب می‌گفت کاش سرویس خواب آروشا رو هم از دبی خریده بودیم و بارنامه هوایی (Air Cargo) می‌کردیم. خلاصه دیگه داشتم به یک مدل از کپل‌پا راضی می‌شدم که اتفاقی تو وبلاگ یکی از مامان‌ها (قند عسل مامان و بابا) دیدم که فروشگاه ارمغان کودک کارهای کلاسیک Mothercare رو داره. بلافاصله شماره‌ی فروشگاه رو پیدا کردم و زنگ زدم. چون اون پست وبلاگ مربوط به دو سال پیش بود مطمئن نبودم که الآن هم باشه. ولی وقتی با مسئول فروشگاه صحبت کردم گفت که داریم. منم پای تلفن مرتب تأکید می کردم که ببینید آقا من از این کارهای MDFی نمی‌خوام و اگه این‌طوریه من نیام، آقاهه هم اصرار که خانوم من می‌دونم که شما چی می‌گید ما همه‌ی کارهامون از ژورنال 2011 هستش و از این حرفا. خلاصه این‌که به علی زنگ زدم گفتم علی جونم پیدا کردم. من بعد از ظهر میام شرکت از اونجا با هم می‌ریم. وقتی رسیدیم به طبقه‌ی دوم راهنمایی شدیم و وقتی چشممون به سرویس خواب چیده شده روشن شد گل از گل جفت‌مون شکفت و کلی مشعوف گردیدیم. بالاخره یکشنبه 17 بهمن‌ماه سرویس خواب عروسک‌مون رو سفارش دادیم و قراره به امید خدا 24 اسفند برامون بیارن. خانومی که مسئول فروش سرویس خواب بود خیلی با حوصله و مهربون بود. با دقت به حرف‌هامون گوش می‌داد و همه رو یادداشت می‌کرد .البته من پرینت کار رو از اینترنت گرفته بودم و برده بودم ولی دیدم که خودشون ژورنال 2011 Mothercare  وMamas & Papas  رو دارند. به خانم بهرامی هم پیشنهاد دادم که یک نمونه از کار هاشونو تو ویترین بذارند که حداقل آدم متوجه بشه که این فروشگاه سرویس خواب هم داره. پس در نهایت به این نتیجه ی اخلاقی می رسیم که جوینده یابنده است و از نظر من کار نشد نداره و با تلاش هر کاری رو می شه از پیش برد. ولی باید در اینجا این رو بگم که شدن کار مستلزم داشتن یک همسر مهربون و باحوصله‌ست که پا به پای آدم با شوق و ذوق قدم برداره. باز هم از علی جونم ممنونم.

+ نوشته شده در ٢٠ بهمن ۱۳۸٩ ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ توسط نازنین و علی نظرات ()