جهان با تو زیباتر است

هفته‌ی پایانی

شنبه دوباره معاینه لگن و سونوگرافی انجام شد و قرار شد اگر تا یک‌شنبه آینده (هجده اردیبهشت) درد شروع نشد، همون روز صبح ناشتا برم بیمارستان که بعد از معاینه اگر نشانه ای از زایمان مشاهده نشد دکتر همون روز سزارین انجام بده. اگه این طوری باشه یعنی یک روز بعد از زمانی که روز اول برای زایمان طبیعی داده بودند آروشا خانوم دنیا میاد. چون زمان زایمان زایمان رو 17 اردیبهشت تخمین زده بودند و از این بابت خوشحالم که اگه حتی سزارین هم بشم جوجو مون رو زودتر از زمان 40 هفتگی به دنیا نیاوردیم و رشد مورد نظر رو انجام داده. شاید هم شنبه رفتم و دکتر گفت صبر کن تا دردهات شروع بشه. دکتر فقط نگران دور سر بچه و وزنش با توجه به جثه‌ی کوچک منه وگرنه از نظر زایمان بیشتر موافق زایمان طبیعیه البته از نوع بدون درد تا سزارین. حالا ببینیم تا خدا چی می‌خواد.

جمعه همزمان با عروسی سلطنتی من و علی جون خونه رو حسابی تمیز کردیم و البته علی جون همه‌ی زحمت ها رو کشید و چمدون خونه‌ی مامان اینا رو بستیم و ساک آروشا جون رو هم برای بیمارستان آماده کردیم. وسط کارهامون هم می‌نشستیم وعروسی می‌دیدیم. پنج‌شنبه هم لباس‌های نی‌نی رو شستیم و اتو کردیم. دیدنی بود لباس‌های کوچولوی شسته‌شده روی بند رخت. علی که از در اومد لباس ها رو دید کلی غش و ضعف رفت و یه عکس یادگاری از اولین باری که لباس‌های جوجه‌مون رو شستیم گرفت. امروز هم رفتیم عکس‌ها وگیفت‌هامون رو گرفتیم. کارواش هم رفتیم و ماشین هم حسابی تمیز شد. علی جون هم رفت موهاشو سر وسامون داد وحسابی بابای خوشگل شد. (البته بود) دوربین عکاسی و فیلمبرداری هم آماده‌ست. کلمن رویان هم با مدارک دم دست گذاشتیم تا اگه یک دفعه درد اومد فراموش نشه. فقط مونده چند تا بادکنک هالوژنی برای تزیین خونه ی مامان اینا که می ترسم از الان بخرم تا روز زایمان بادش خالی بشه که فکر کنم هر چی دیرتر بخرم بهتر باشه.

وزنم تو این روزهای آخر شده 64 کیلو که اصلاً هیچ وقت تو زندگیم باورم نمی‌شد به این وزن برسم. امیدوارم در کمترین زمان ممکن به وزن قبلی برگردم. الهی آمین.

شب‌ها خوب می خوابم و خدا رو شکر مشکلی از این بابت ندارم. کلاس های استخر و آکوای بیمارستان رو هم همچنان مرتب شرکت می‌کنم در حدی که اسمم رو گذاشتند حامله‌ی نمونه.

این هم عکس اتاق آروشا خانوم و گیفت‌هایی که قراره از طرف خانومی به عزیزاش هدیه داده بشه.

+ نوشته شده در ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٠ ساعت ۳:٠۸ ‎ق.ظ توسط نازنین و علی نظرات ()