جهان با تو زیباتر است

ادامه ماجرا

واما بعد.....

علی جون من متولد شهر عشق یعنی شیرازه و مامان بابای گلش هم شیراز زندگی می کنند. علی خودش خبر نی نی رو به مامان و باباش داد و اونا هم حسابی خوشحال شدند. به مامان علی سپردم که به بهنوش که ملقب به عمه نونوشه چیزی نگه تا خودمون بهش بگیم. چون اون شب به اتفاق دوستای دوران راهنماییش رفته بودند بیرون. ساعت ده شب خودش زنگ زد و حسابی سورپرایز شد ومرتب تکرار می کرد واقعاً راست می گی و بعداً خودش گفت که اشک می ریخته از خوشحالی .

خلاصه در کمترین زمان ممکن برادرم و خانم گلش شادی جون، دایی سعیدم و شقایق جون و دختر داییم پانیذ، برادر علی عمو حسین و سارا جون، برادر دیگه ی علی عمو رضای مهربون، مامان بزرگ ها، اقوام نزدیک کانادایی، امریکایی و ... خبردار شدند وموجی از شادی در کل فامیل پیچید.

نی نی جونم به این ترتیب شما اولین نوه ی دو خانواده ی من و علی جون می شی وهمین طور اولین نتیجه ی مامانی و بابا محمود (مامان بزرگ وبابابزرگ مادریم) واولین نتیجه ی پسری عزیز جون (مامان بزرگ پدریم). از اون جایی که پدر بزرگم حدود سی وپنج سال پیش فوت کردند و ما ندیدیمشون وفقط تعریف اخلاق خوبشونو از بابام شنیدیم که چقدر آزاده زندگی کرده و... اسم شما رو فعلاً تا زمان معلوم شدن جنسیتت به احترام پدر بزرگم قلی گذاشتیم (البته اسم ایشون مهدی قلی بوده که ما خلاصه کردیم). جالب اینجا که بابام بعد از مدت ها چند شب پیش خواب پدرش رو می بینه که داشته می خندیده وحسابی خوشحال بوده.

+ نوشته شده در ۱٦ مهر ۱۳۸٩ ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ توسط نازنین و علی نظرات ()