جهان با تو زیباتر است

جشن تولد یکسالگی آروشا

با سلام به همه​ی دوست​های عزیزم

خیلی ممنون از پیام​های تبریکی که برای آروشا خانوم ما فرستادید. اولین جشن تولد آروشا پنج​شنبه چهاردهم اردیبهشت 91 برگزار شد و از جشن تولدش یک خاطره​ی شیرین برامون باقی گذاشت.


با توجه به اینکه آروشا هنوز کوچولو تشریف داره، ازمهمون​های گل​مون خواسته بودیم که بین ساعت هفت و نیم تا هشت خونه باشن تا قبل از اینکه آروشا خسته بشه مراسم تولد رو انجام بدیم. با اینکه تعداد مهمون ها به چهل نفر رسیده بود ولی خدا رو شکر با نیم ساعت تأخیر همه خودشون رو رسوندن و تولد رسماً شروع شد.

در ابتدا موزیک​مون از من و علی خواست که بیاییم وسط و اول با آروشا تنهایی برقصیم و از آهنگ دوم دوستان همراهی​مون کنن. آهنگ "آره منم دوسِت دارم" سامی بود که من خیلی دوست​ش داشتم؛ نصف​ش رو دوتایی رقصیدیم و بعدش آروشا رو بغل کردیم و با آروشا رقصیدیم. بچه​م کلی ذوق​زده شده بود و آنقدر از موزیک با صدای بلند خوش​ش اومده بود که بلند بلند ذوق می کرد و با مهمون​ها بای​بای می​کرد. برای آهنگ دوم از همه خواستن بیان وسط و حلقه بزنن و با خوندن اسم هر کسی که گفتن پر بیاد وسط و با من و علی و آروشا برقصه. این آهنگ خیلی قدیمی​ه ولی هنوز کلی طرفدار داره ازجمله خود من. حدود نیم ساعت همه رقصیدن و بعد رفتیم برای اجرای مراسم تولد.


اول از همه آهنگ تولد اجرا شد و همگی با موزیک، تولد مبارک رو برای آروشا خوندن و آروشا هم از این​که اسم​ش رو همه می​خوندن خوشحال بود و دست می​زد. شمع تولد رو هم سه​تایی فوت کردیم چون آروشا هنوز بلد نیست شمع فوت کنه. بعد پانیذ برامون رقص چاقو کرد و از حق نگذریم واقعاً خوشگل رقصید و کلی هم هدیه گرفت. با شمارش معکوس کیک رو هم سه تایی بریدیم. روی کیک ش عکسش بود با همون لباس و کفش و مدل موی شب تولدش که حدود بیست روز قبل ش گرفته بودیم. علی زحمت کشیده بود و به مناسبت اولین جشن تولد آروشا براش یک شعر بسیار زیبا گفته بود که چون از وجودش بر می​اومد بسیار تأثیر گذار بود و همراهی صدای پیانو و اجرای بی​نظیر علی با صدای فوق​العاده​ش اشک شوق رو تو چشم همه آورد.


برای باز کردن کادوها پانیذ همراهی کرد با خوندن: تولد آروشا جونه این کادو از کدوم جونه؟!

کادوها از بزرگ​ترهای مجلس شروع شد به باز شدن. همه کلی زحمت کشیده بودن و هدیه​ها پول و سکه و دلار بود به​علاوه​ی دو تا پیرهن Zaraی خیلی خوشگل.

بعد از هر کادو به عنوان تشکر و به رسم یادگاری از طرف آروشا به دهنده​ی کادو یک پاکت گیفت هدیه می​دادیم و تشکر می​کردیم که شامل عکس آروشا با همون لباس روز تولدش روی تخته شاسی در سه مدل، بیسکوییت پخته شده با تم تولدش و عکس آویز و یک بسته پشمک یزد بود.


بعد از باز کردن تمام کادوها و تشکر، به افتخار آروشا، علی براش شامپاین ((Non-Alcoholic باز کرد و من و علی به سبک یونانی نوشیدیم و در پایان از مهمون​ها تقاضا کردیم که دفتر خاطرات اولین جشن تولد آروشا رو با یادگاری​شون مزین کنند. که البته صفحه​ی اول و دوم​ش شعر علی بود. دیگه بعدش موزیک مجلس رو ترکوند تا سر شام.

حسابی همه رقصیدن و از همه جالب​تر آروشا بود که رفته بود بغل خواننده​ی رپ که بلکه بتونه به کی​بورد دسترسی داشته باشه. تمام آهنگ​هایی که اجرا شد اسم آروشا توش بود. (آروشا خانوم به جای سوسن خانوم، آروشا خانوم به جای عسل خانوم و آروشا به جای ملودی و ...)

مراسم شام هم عالی برگزار شد. مثل همیشه مامان بی نهایت زحمت کشیده بود؛ تزئینات​ش روهم خودم انجام داده بودم.


 بعد از شام که همه نشستن، چراغ​ها خاموش شد و ویدئو کلیپی که به مناسبت اولین سال تولد آروشا من و علی براش درست کرده بودیم برای مهمون​ها پخش شد. پارت اولش کلیپ ویدئویی بود که با "به نام خالق هستی" شروع می​شد و بعد از نشون دادن ساعت در لحظه​ی تولدش گزیده​ای از به​دنیا اومدن​ش و بریدن بند ناف​ش توسط علی و خوندن شعر حافظ در لحظه​ی تولدش و ... پارت دوم کلیپ عکس​هاش بود با آهنگ تصویر رویایی داریوش. من و علی عاشق این آهنگ بودیم و سال​ها قبل از به دنیا اومدن آروشا هم این آهنگ رو به یاد نی​نی آینده​مون گوش می​کردیم. تمام جملات آهنگ رو با عکس​های مربوط به​ش میکس کرده بودیم طوری که هیچ کس باورش نمی​شد کار خودمون باشه. به قدری رویایی شده بود که باز هم همه رو تحت تأثیر قرار داد.

بعد هم مهمون​ها به صرف دسر و کیک تولد همراه چای دعوت شدن و دیگه تا ساعت دوازده و نیم رقص و رقص و رقص ....


از نظر پذیرایی هم ابتدا مهمون ها با سه مدل آبمیوه​ی تازه و شیرینی​های سفارشی کوک پذیرایی شدن و بعد میوه و شام و دسر که همه​شون عالی شده بودن.


از نظر لباس هم چون آروشا سفید پوشیده بود من و علی هم لباس هامون رو با آروشا سِت کردیم و من یه لباس دکلته​ی سفید کوتاه پوشیدم و موهام رو باز گذاشتم و از همون پاپیون موی آروشا به موهام زدم (هر دو تامون پاپیون​مون رو سمت چپ زدیم) که خیلی تو عکس​ها بامزه شده و علی هم پیراهن با کروات سفید پوشید که خانوادگی سِت بشیم.

 به این ترتیب اولین جشن تولد آروشا جون ما اون طور که می​خواستم و براش برنامه​ریزی کرده بودم برگزار شد و انقدر همه​ی قسمت​های تولد طبق برنامه پیش رفت که آخر شب که اومده بودیم خونه به علی گفتم به جای خستگی احساس سبکی می​کنم و سرشارم از انرژی مثبت.خدا رو شکر که از همه بیشتر به خود آروشا خوش گذشت و تمام مدت شب می​خندید و نانای می​کرد و ذوق می​کرد.


روز جمعه هم با تک​تک مهمون​هایی که زحمت کشیده بودن و در اولین جشن تولد یکی یدونه​ی خونه​ی عشق​مون شریک شده بودن و با حضور گرمشون خوشحال مون کرده بودن ،تماس گرفتیم و تشکر کردیم.

از همه​ی عزیزان و دوستان گل مون اینجا هم تشکر می​کنیم و امیدوارم در شادی​های زندگی​شون جبران کنیم.

از علی عزیزم بی​نهایت ممنون​م که پابه​پای من مشتاقانه برای تدارکات تولد زحمت کشید و همین​طور از مامان و بابای نازنین​م که با جون و دل برای آروشا وقت گذاشتن و بهترین​ها رو براش انجام دادن. از همین جا دست مهربون​شون رو می​بوسم.

همین​طور ازدست​اندرکاران تولد که بهترین شکل ممکن همراهی کردن:

اول از همه شادی عزیز مدیر موسسه آشنا که با سلیقه​ی بی​همتاشون و توجه به رنگ​آمیزی و تمی که خواسته بودم بهترین طراحی رو برامون انجام دادند.

موسسه بالونا که زحمت بادکنک​آرایی رو کشیدن و واقعاً از کارشون و رفتار حرفه​ای​شون راضی بودم.

قنادی کوک اسکان که نهایت همکاری رو کردن و رنگ طلایی روبه دیزاین کیک​هاشون اضافه کردن و سر ساعت مقرر کیک رو تحویل​مون دادن.

عکاسی Canon6 که با عکس​های بی​نظیرشون خاطره​ی تولد آروشا رو جاودانه کردن.

اما ازهمه مهم​تر گروه موزیک ملوین عزیز که شبی فراموش​نشدنی رو برامون ساختن و برای آروشای عزیزمون سنگ تموم گذاشتن.


+ نوشته شده در ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩۱ ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ توسط نازنین و علی نظرات ()