نخستین دلتنگی پدرانه!

دلبند عزیزمان آروشا جان!

فردا تو دویست روزه می‌شوی! این روزهای زیبای با تو بودن چقدر زود می‌گذرند؛ به قول دوستی نمی‌دانم هر روز که سپری می‌شود یک روز از با تو بودن‌م کم می‌شود یا یک روز به آن افزون می‌گردد؟! اما با تو بودن و به تو فکر کردن مفهوم زمان را نیز در خود فرو می‌ریزد. وقتی که با تو هستم به تنها چیزی که نمی‌اندیشم زمان و وقت است. و درست وقتی که تو را نمی‌بینم دقایق و ساعات طولانی می‌شوند، سخت و کند می‌گذرند و هر کاری می‌کنم بار زمان سنگینی‌اش را از دوشم بر نمی‌دارد. مثل همین لحظاتی که دارم می‌نویسم و چهره‌ی زیبای تو در برابرم می‌آید و می‌رود؛ و من منگ و گیج حتی در جستجوی واژگان با خود کلنجار می‌روم. می‌دانم که در کنار مادر بی‌همتای عزیز و عاشقت، پدربزرگ و مادربزرگ مهربانت و عمه و عموی دوست‌داشتنی‌ات به تو خوش می‌گذرد. می‌دانم که نمی‌دانی به یاد آوردن یعنی چه ولی اگر مرا به یاد آوردی، از همان لبخندهای دلبرانه‌ات نثارشان کن و بدان که تا ساعاتی دیگر در آغوشت خواهم کشید و دوباره گرمای وجودت را بر قلب بی‌تاب‌م از نزدیک حس خواهم کرد.

با همه وجودم تو را دوست دارم!

/ 11 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یکتا

خدای مهربون،شما پدر نازنینو دلتنگو واسۀ این دختر شیرین حفظ کنه.

کیانا

با این ابراز دلتنگی لحظه دیدار پدر و دختر خیلی دیدنی بوده از اون لحظه ناب برامون بگین

نبات

سلام. مطالبتون رو خونم و واقعاً لذت بردم. من يه مامان خيلي صفر كيلومترم كه هنوز ني ني تو دلمه و 2 ماهشه..دخملتون خيلي نازه ماشاالله. خدا بهش سلامتي بده در كنار مامان و باباي گلش. من از قسمت خريد سيسموني خوندن وبلاگتون را شروع كردم و از سفر دوبي . منم خيلي دلم مي خواست براي خريد برم دوبي اما اصلاً حس و حالش را ندارم . همه اش خوابم مياد و دلم مي خواد يه جا لم بدم چرت بزنم. مي دونم كه قيمتهاي خيلي متفاوته...اما خب ديگه... منم تازه از پايان نامه فوق ليسانسم دفاع كردم و دقيقاً روز بعدش جواب آزمايشم گفت كه 2 ماه ني ني دارم. هنوز حس خاصي ندارم اما دوست دارم همه نوشته هاتون را بخونم و انرژي هاي مثبت شما را بگيرم

سوگل

چه دلتنگی پر احساسی خیلی زیبا بود بابای اروشا خوشگل

الهام

سلام نازنین جونم مرسی عزیز حتما امروز می رم می بینم وای نمی دونی چقدر دلم رفته تا زودتر فرگلم بیاد توبغلم همش تو خونه میگم خوشبحال نازنین که الان آروشای گلش تو بغلشه من 10 فروردین تاریخ زایمان دارم هنوزم کلی کار دارم باید اتاقشو بچینم و سرویس خوابشو بخرم و کلی چیزای دیگه راستی عزیزم پوشک بچه چه مارکی باشه خوبه؟ چشم عکس هم حتما واست می فرستم

فهيمه

سلام نازنين جون از اينكه گفتي وبلاگه دخترتو بخونم خيلي ممنون چقدر عالي بود واقعا لذت بردم آروشا جان مثل خودت زيبا و دوست داشتنيه .از خاطرات قشنگت كاملا مشخصه كه در كنار هم چقدر زندگيتون زيباتر و شادتر شده .برات هميشه آرزوي شادي و سلامتي ميكنم.خوشحالم كه دورة فوق ليسانس باعث شد كه دوست خوبي مثل تو پيدا كنم.اميدوارم منم مانند تو مامان خوب ؛ سرحال ،پر انرژي و مهربوني بشم.به اميد اينكه بيام وآروشا جان و از نزديك ببينم و بغلش كنم .[قلب]

mina

واییییی چه بابای با احساسی. معلومه این آروشا جان خوب تو دل مامان باباش جا باز کرده.[قلب] واقعا دارم درک میکنم که چه زود میگذرد این عمر گران!!!!!مخصوصا اگه یه موجود دوست داشتنی و شیرین کنارت باشه. [بغل]

عسل اشیانه عشق

نازی جون میدونم الان داری خوش میگذرونی. اقای پدر جای شما خالی.. باباها خیلی دختر دوستن. این فسقلی ها از الان رقیب ما شدن... عکسای اروشا خیلی قشنگ بودن. مخصوصا اون شنل بنفشه

عسل اشیانه عشق

راستی خانومی در مورد دو پست پایین واقعا در مورد بچه دوم اینجوری فکر میکنی؟!! چرا اخه؟ مگه حاملگی و زایمان سخت بوده؟ نه ماه بخور و بخواب بود دیگه...[زبان] منم مثل اون خانوما تا تارا 2-3 ساله بشه دومی رو هم میارم. شایدم زودتر[خنده]

زهرا و نینی

ماشالو ماشالو کاکو چیشامه